از هر شش دانش آموز دبيرستانی در بلژيک تقريبا يک نفر با توسل به زور يا با سوء استفاده از نقطه ضعفهای احساساتی (emotional abuse) پدر و مادرشان از آنها باج خواهی ميکنند.
در پژوهشی که توسط دانشگاه آزاد بروکسل انجام شد، خانم Kim Van Langenhove از ۴۷۹ دانش آموز نوجوان در اين زمينه پرس و جو کرد و به اين نتيجه رسيد.
گزارش ديگری در اين زمينه از سال ۲۰۰۴ نيز موجود است که آمار مشابهی بدست ميدهد و به نظر ميرسد که امروزه فرزندان به خانواده ها حکمروايی ميکنند.
در اين پژوهش دانش آموزان ۱۳ تا ۱۹ ساله ی دبيرستان ها (BSO) و هنرستانها (TSO) منابع آن بوده اند و هدف يافتن درصد استفاده از ابزارهای خشونت و احساسات برای باج خواهی از خانواده بوده است.
در اين پژوهش پانزده درصد از دانش آموزان بلژيکی به استفاده از خشونت يا احساسات برای بدست آوردن خواسته های خود از خانواده و پدر و مادر اعتراف نمودند که در ۱۳ درصد از موارد احساسات (مانند شکايت کردن، فرياد کشيدن، تهديد به فرار از خانه يا خودکشی) بکار گرفته شده بود.
درصد کمتری نيز گفتند که يکبار يا بيشتر از خشونت های فيزيکی مانند زد و خورد با پدر و مادر يا شکستن وسايل خانه برای بدست آوردن خواسته های خود استفاده کرده اند.
به گفته ی روانشناسان تهديد پدر و مادر نشانه ی وجود مشکلی در روابط بين فرزند و والدين ميباشد و هميشه به معنای مشکل داشتن جوانان نيست بلکه ممکن است اين اشکال در پدر يا مادر باشد.
اين مشکل ممکن است از آنجا ريشه بگيرد که در خانواده گفتگوهای دسته جمعی صورت نميگيرد و بنابراين خشونت به عنوان نمونه ای از ايجاد ارتباط رخ مينمايد.
يکی ديگر از اين دلايل عدم حضور پدر در خانواده است که در اين صورت مادر از بچه ها بيش از حد درخواست کمک و ياری ميکند و نوجوانان رفته رفته بردباری خود را از دست ميدهند و خود را بزرگتر خانه احساس ميکنند و به خود اجازه ميدهند که حکمروايی کنند.
به گفته ی روانشناسان خشونت فرزندان نسبت به پدر و مادر (Parental abuse) در بلژيک در هر قشری از اجتماع و هر خانواده ای ممکن است رخ بدهد و مربوط به لايه ی ويژه ای از جامعه نميباشد، هر چند پژوهشهای بيشتر در اين زمينه لازم به نظر ميرسد.
بر اساس اين گزارش زورگويی به پدر و مادر در تمامی سنين نوجوانی صورت ميگيرد و دختران بيشتر از پسران از ابزارهای موجود استفاده ميکنند تا حرف خود را بزور به کرسی بنشانند.
از ديگر سو در بيشتر موارد اين مادران هستند که قربانی باج خواهی فرزندان ميشوند و آمار نشان ميدهد که باج خواهی فرزندان در جوامع مهاجر بلژيک بسيار کمتر از خود بلژيکی هاست.
اين پژوهش همچنين يافته است پدر و مادرهايی که بزور قربانی خواسته های فرزندان خود ميشوند عموما از بزبان آوردن اين موضوع شرمنده ميشوند و حتی در صورت شکايت کردن نزد دوستان خود بلافاصله به نفهميدن و درک نکردن جوانان متهم ميشوند و مسئوليت اين اتفاقها به خودشان برگردانده ميشود.